سيد حسن مير جهانى طباطبائى
587
جنة العاصمة ( فارسي )
پامال نمودن شجاعان و صدمهء حملههاى او در معركهء حرب ، و از غضب او در راه خدا . به خدا قسم اگر امر خلافت با على بود هرگاه از جادهء مستقيمه منحرف مىشدند آنها را به جادّه برمىگردانيد ، و اگر از قبول حجّت واضحه امتناع مىكردند ايشان را به آن وادار مىنمود ، و به نرمى و ملايمت ايشان را سير مىداد ، به نحوى كه دهان مركوب مجروح نشود ، و سواران خسته نگردند ، و آنها را ملال نگيرد . و وارد مىساخت ايشان را در آبگاهى خوشگوار و صاف ، و فراوان بود آب آن ، و لبريز بود نهرها و مجراهاى آن ، و پاكيزه و نظيف بود اطراف و جوانب آن ، و بيرون مىبرد ايشان را از آبگاه ، سيراب ، و پند مىداد ايشان را در پنهانى و آشكار بدون اينكه از ثروت ايشان فائدهاى ببرد ، يا از دنياى ايشان به چيزى بهرهمند شود به غير شربت آبى كه تشنگى خود را به آن رفع كند ، و اندك طعامى كه گرسنه به آن رمق خود را سدّ كند . و اگر خلافت با او بود زاهد از راغب شناخته مىشد ، و راستگو از دروغگو امتياز داده مىشد ، پس اين دو آيه را بيان فرمود : وَ لَوْ أَن أَهْل الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِم بَرَكات مِن السَّماءِ وَ الْأَرْض وَ لكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُم بِما كانُوا يَكْسِبُون ، وَ الَّذِين ظَلَمُوا مِن هؤُلاءِ سَيُصِيبُهُم سَيِّئات ما كَسَبُوا وَ ما هُم بِمُعْجِزِين كه مضمون آنها اين است كه : اگر اهل قريه ايمان آورده بودند ، و به زيور تقوى زينت كرده بودند ، هرآينه بركات آسمان و زمين را بر ايشان باز مىكرديم ، و لكن ايشان تكذيب نمودند ، پس ايشان را به كردارهايشان گرفتيم ، و آنان كه ستم كردند از اهل قريهها به زودى مىرسد به ايشان به بدىهاى كارهاشان و بيرون نيستند از تحت قدرت و سلطنت ما . بيا و گوش فرادار در روزگار خود چه بسيار امر عجيب ديدهاى ، و لكن عجيب گفتار ايشان است ، كاش مىدانستم بر چه تكيهگاهى تكيه كردهاند ؟ و بر چه بناى بلندى اعتماد كردهاند ، و به چه دستگيرى چنگ زدهاند ، و بر هتك چه ذرّيهاى اقدام نمودهاند ، و ايشان را مغلوب و مقهور گردانيدهاند ؟ بد مولائيست مولاى ايشان ، و بد عشيرهايست